يه روز خدا ميخواس بياد بشينه
آدم و حوا رو بيافرينه
وقتي اومد مشغول کـــارش بشه
خواس يه فرشته دستيارش بشه
تو جرگه ي فرشته ها نگا کرد
از تو اونا يه کـــار گـر جدا کرد
گف: برو ظرفو پُر خاک رُس کن
آب ام بريز يه خورده گل درُس کن
فرشته با کمال ميل پا شد
براي تعظيم يه ذرّه تــا شد
بـــــا هيکل قشنگ و خوش قـــواره
فُــــرغــونــو ور داش بره خـاک بيـاره
فرشته هه خاکــــارو آوُرد نشست
هر چي تونس تو خاک رُس آب بست
همينه که جنس بشر خرابه
دو سوّم کُلّ وجـــودش آبه
اگه يه جاش سفته هزار جاش شُله
تقصيـــر اون فــــرشته ي مُنــگُـله
خلاصه ، کـار گل به آخـر رسيد
ميگن خدا يه ذرّه ام توش دميد
به خاطر همينه يک عالمه
هوا تـوي کله ي اين آدمه
نمي دونم خدا چه قصدي داشته
که آدمــــارو سر کـــــار گذاشته
از ســــر طعنه گفته بــــاريکالا
جدي نگفته، شوخي کرده والا
خودش ميگه بشر هبوط کرده
بـا کلّه رو زمين سقــوط کرده
ميگن مُخش حسابي ضربه خورده
خوبه کــــه زنده مـــونـده و نمُـرده
اما حالا همين خُل و ديوونه
فک ميکنه خـداي دنيـا اونه
----------------------------
بشرمث يه ماهي توي برکه س
فک مي کنه دنيــا همينه و بس
اون که به برکه ي خودش راضيه
محاله کـه بفهمه دريــــا چيه
پاشو برو تو آسمونـــا يه سر
تلسکوپ ام اگه تونستي ببر
برو يه چنتا کهکشو نو رد کن
زمينو از اونجا بشين رصدکن
زمين به قدّ يه سـر سوزنه
بشر يه صد ميليونيم ارزنه
ميتوني اون بالا يه کم بشيني
ديکتـــــاتوراي کـوچيکو ببيني
به کـــــار آدما از اون بلندي
هي بزني به روي پات بخندي
----------------------------------
الان تا اونجايي که ياد بنده س
شير اگـه آدم بکشه،درنده س
امّا از اونجايي که عقل داره ـ
آدم اگه شير بکشه شکاره
هي به خودش نمره ي عالي ميده
جــــو نورا رو گــــــوشمـــالي ميده
الاغ بد بختـو به هـر بهـونه
رونشو مي بنده به تازيونه
خدا وکيلي راحته براتــون؟
زنگوله بندازن تو گردنا تون؟
قبيله تون تو جاده ها قطار شه
شتر بياد رو کولتون سـوار شه؟
خدا اگه ببينه شير تو شيره
ممکنه عقلو از بشر بگيره
بشينه از روي حساب و نقشه
عقل مـــارو به حيوونـا ببخشه
يه روزصُب ازخواب پاميشي مي بيني
بشر دوبـــاره رفته غــــــار نشيني
ديگــــه بـــايد تـرک تجمّل کني
هر چي که پيش مياد تحمل کني
ببر اومده دنيـارو دس گرفته
حقّشو از آدمــا پس گرفته
امّــا تــو روحت ام خبر نداره
بلن ميشي بازم ميري اداره
ميري توي اُطـــــــــــــاق تــر تميزت
مي بيني خر نشسته پشت ميزت
به جان تو جناب خر حقّشه
حقشه کـه مدير کُـلّت بشه
شک ندارم، اگه دو روز بگذره
ميگن اين از قبليـه بهتر تـره
---------------------
فيل اگه پستي بپذيره، آني
دنيا ميشه يه جنگل جهاني
جـــــونورا صـــاحب قدرت ميشن
جنگا ديگه فقط ميشه تن به تن
تفنگــارو جـم مي کنن دو روزه
مي برن و مي چيننش تو موزه
براي اينــــکه روز خــــوش ببينن
سلاح هسته اي رو ور مي چينن
لبــاس قــانونو به تن مي کنن
خوردن گوشتو قدغن مي کنن
وقتي ببيني چـــــاره اي نداري
ميري مي افتي به گياه خواري
مي بيني آدمــــا کنــــــار خرن
دارن باهم توي چمن مي چرن
يه دعفه اي ممکنه روباه شَل
بشه رئيس ســـــازمـــان ملل
کـــاپيتولاسيونِ بشر بــــاطله
کسي شپش هم بُکُشه قاتله
ممکنه طبق مصلحت موش کور
بشه تو اين دنيــا رئيس جمهور
نگو که موش کور سواد نداره
ميگيم يکي بره براش بيــــاره
يه دونه دکتــــــراي آکسفوردي
يکي دو دست هم لباس لرُدي
لبــــاســـارو تنش کنـه مـــــاه ميشه
رئيس جمهور چي چيه، شاه ميشه
------------------------------
مياي خونه خورد و خمير و خسته
مي بيني کرگدن به جات نشسته
رو مبلتـــــون يــه پنگوئن لميده
يه گوشه هم الاغ دراز کشيده
-----------------------------